
لازمه
زیبایی جلوه گری است و کسی که خود را زیبا می داند، در صدد جلوه گری بر می آید. این
امر فطری، اگر با دانایی و بصیرت همراه نشود، زن را که در آفرینش وجودی، بهره ی بیشتری
از لطافت و زیبایی نصیبش شده است، به سوی خودآرایی و خودنمایی در جامعه میکشاند و
بدنبال آن، خسارات و آسیب های مهلکی، ابتدا دامنگیر خود زن و سپس گریبانگیر مردها
و نهایتاً جامعه خواهد شد. از لحاظی دیگر
داشتن پوشش نه تنها به دلیل آنکه مخالف با
حس به نمایش درآوردن زیبایی در زن است
بلکه از لحاظ عملی کاری بسیار دشوار است.
این دشواری در شراطی خود را بیشتر نمایان میکند که در نظر بگیریم در جامعه
امروز، زنان ساعت های بسیاری را در بیرون از منزل میگذرانند و گاها مشغول به اموری
هستند که حجاب به معنای واقعی دست و پاگیرشان خواهد بود. از دیدگاه دیگر قوی شدن
این حس درزنان که لازمه پیشرفت و ترقی و مفید بودن شبیه شدن به مردان از لحاظ
کارایی و پوشش است ، آنان را بیشتر به سمت بی حجابی سوق میدهد. بنابراین به نظر
میرسد تنها راه حل این معضل داشتن ایمان قوی زنان به حجاب است. این ایمان حاصل
نمیشود مگر آنکه بانوان ما به یقین برسند که تحمل دشواری برای داشتن حجاب ارزشمند
است چرا که پیامدهای طلایی را به همراه میآورد. همچنین کرامت انسانی زن نه با
شبیه شدن او به مردان حاصل که با احترام گذاشتن و انجام دادن وظایفی است که خالقش
برای او تعیین کرده است ؛ میسر میشود. و این یقین تنها با آگاهی دادن، اگاه کردن و
آگاه شدن بانوان و صد البته آقایان به دست میآید.
از
آنجا که ادیان الهی برای آگاه کردن مردم و بیان وظایف آنان آمده اند ؛ در این فصل
حجاب را از دیدگاه ادیان زرتشت، مسیحیت، یهودیت و اسلام بررسی میکنیم. سپس استدلاهای
منطقی و عقلی برای داشتن حجاب و اثرات مطلوب حجاب را در جامعه بصورت اجمال توضیح
میدهیم.